حکایات حکیمانه

 
 

 

 

منوی وبلاگ (1)

 

موضوعات
 » طنزهاي حكيمانه
 » حکایت های حکیمانه
 » سروده های حکیمانه
 » سخنان کوتاه حکیمانه
 » قصه های شهر هرت


  آرشیو ماهانه
 » 93/08/01 - 93/08/30
 » 93/07/01 - 93/07/30
 » 93/06/01 - 93/06/31
 » 93/05/01 - 93/05/31
 » 93/04/01 - 93/04/31
 » 93/03/01 - 93/03/31
 » 93/02/01 - 93/02/31
 » 93/01/01 - 93/01/31
 » 92/12/01 - 92/12/29
 » 92/11/01 - 92/11/30
 » 92/10/01 - 92/10/30
 » 92/09/01 - 92/09/30
 » 92/08/01 - 92/08/30
 » 92/07/01 - 92/07/30
 » 92/06/01 - 92/06/31
 » 92/05/01 - 92/05/31
 » 92/04/01 - 92/04/31
 » 92/03/01 - 92/03/31
 » 92/02/01 - 92/02/31
 » 92/01/01 - 92/01/31
 » 91/12/01 - 91/12/30
 » 91/11/01 - 91/11/30
 » 91/10/01 - 91/10/30
 » 91/09/01 - 91/09/30
 » 91/08/01 - 91/08/30
 » 91/07/01 - 91/07/30
 » 91/06/01 - 91/06/31
 » 91/05/01 - 91/05/31
 » 91/04/01 - 91/04/31
 » 91/03/01 - 91/03/31
 » 91/02/01 - 91/02/31
 » 91/01/01 - 91/01/31
 » 90/12/01 - 90/12/29
 » 90/11/01 - 90/11/30
 » 90/10/01 - 90/10/30
 » 90/09/01 - 90/09/30
 » آرشيو


  لينک دوستان
 » احمدرضاسعیدی
 » معرفی وب های اینترنت
 » گنجور (آثار سخن سرایان پارسی)
 » وقف عشق
 » حرف هایی برای نگفتن
 » خدیجه کبری ام المومنین(س)
 » چهره های ماندگار
 » تبدیل سال شمسی به میلادی و بالعکس
 » سخنان آموزنده دکترشریعتی
 » دموکراسی
 » سخنان بزرگان و جملات حکیمانه از...
 » حکایات
 » شمین
 » دل های آسمونی چشمای بارونی
 » سخنان مشاهیر
 » دولت عشق
 » یک سکوت
 » تعيين قبله با اينترنت
 » اطلاعات 118كشور
 » كوتاه و خواندني
 » لبخند عشق و دوستي
 » تك بيتي هاي ناب
 » شبكه امام رضا (ع)
 » جستجوگر پايگاه هاي شيعي
 » جملات بزرگان
 » عاشق ناشناس
 » امام علی(ع)و نهج البلاغه
 » سیمرغ
 » لحظه ای بیندیش
 » گزیده آثار مجتبی کاشانی
 » لطیفه های ایرانی
 » مشق تمنا
 » آریابوم(حکایت و سخن ها)
 » آوای آزاد(اشعارقیصرامین پور)
 » به یادقیصرامین پور
 » نوشته های آنتونی رابینز
 » باران عشق
 » ضرب المثل ها
 » نقشه ترافيكي تهران
 » حكمت،حكايت،روايت
 » دكترعلي شريعتي
 » دكترعلي شريعتي(مرجع)
 » زبان و ادبيات فارسي
 » 100نكته
 » اوجا
 » كتابخانه نودوهشتيا
 » ثانيه
 » نسيم سحري
 » كمي حرف راست
 » فرياد سكوت
 » ترانه ها و آهنگ هاي سنتي(گل ها)
 » داستان و حكايت
 » مديريت بازاريابي
 » حرف هاي نگفتني
 » طنزايران
 » آيين زندگي(بهمن صادقيان)
 » سخن بزرگان
 » داستان هاي جالب و خواندني
 » يا مهدي ادركني
 » ماهنامه خانوادگي علي آبادي
 » انجمن فرزانگان كوير
 » سايت فارسي كودكان
 » صحيفه سجاديه
 » نكات و حكايات مديريتي
 » دكترعلي شريعتي
 » عليرضا تاجريان
 » پشت درياها
 » مرجع راهنماي لينك هاي اسلامي
 » حكايات و پندهاي عبرت آموز
 » اوقات شرعي همه شهرهاي ايران
 » تفنگت رازمين بگذار
 » جملات كوتاه و...
 » لينك داستان ها
 » داستان هاي واقعي و عبرت انگيز
 » مركز تعليمات اسلامي واشنگتن
 » وصيت
 » بانك سخنان بزرگان(رهپو-دسته بندي موضوعي)
 » اس ام اس عاشقانه جوك لطيفه...
 » معتادان گمنام
 » داستان هاي غرق حكايت
 » به تماشا سوگند و به آغاز كلام
 » زنگ فارسي
 » پارسي انديشان
 » پاتريسا
 » ديوان حافظ
 » يعقوب ليث صفار
 » كتابخانه عمومي حسينيه ارشاد
 » خواندني هاي تاريخي
 » حكايات و اشعار
 » پسر خوب
 » جمال(نصرت الله جمالي)
 » شرح حال صالحان شيعه
 » رياضي براي همه
 » لغت نامه دهخدا
 » كليله و دمنه(متن كامل)
 » ترجمه متن انگليسي به فارسي
 » شاخه گل
 » نداي گلها
 » تبديل تقويم ها به يكديگر
 » فرهنگ فارسي به فارسي
 » راديو مولانا
 » اندرزهاي كوچك زندگي
 » نداي گلها(موزه موسيقي ايراني)
 » دانلود كتاب هاي صوتي
 » راوي حكايات باقي
 » زندگي منشوري در حركت دوار
 » حافظ مستانه(آنلاين)
 » بانك سخنان بزرگان
 » ديوان كبير -مثنوي مولانا
 » نهج البلاغه/ شيخ حسين انصاريان
 » جملات حكيمانه
 » نداي گلها- موزه موسيقي ايران/7
 » غزليات حافظ همراه با قرائت و موسيقي
 » عاطفه/ حكايت هاي حكمت آميز
 » رازهاي موفقيت در زندگي
 » راه موفقيت
 » چت باكس آنلاين
 » ديكشنري آنلاين و جالب
 » فال حافظ آنلاين
 » مثل هاي آموزنده قرآن
 » قرآن آنلاين با جستجو و ترجمه
 » حرف هايي از جنس دل
 » فهرست موسيقي ايران - سل
 » شعر ناب
 » آموزش مكانيك خودرو
 » خواندني هاي كوتاه و مفيد
 » خودنويس(مهسا سعدي)


  لوگوی دوستان

حکایات حکیمانه



  آمار و نویسندگان
 » نويسندگان :
آمار بازديد :

تعداد بازديدها :  

دیکشنری

 
   


 

 

 بسم الله الرحمن ارحیم
       

 

                             
                                  این وبلاگ هر روز آپ می شود  
 
از این پس دنباله مجموعه« دل دیدنی های شهر سرب و سراب» را 
در وب نامه شفیعی مطهر مطالعه فرمایید.        
 
  از اینجا  :http://www.modara.blogfa.com/
                                               این پست ثابت است

 

 

       

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

 ...ولی امضا نکردی!!
       

 

 ...ولی امضا نکردی!!

یه روز دانشجویی برای خوردن غذا می ره سلف دانشگاه.
مستقیم میره سر میز اساتید.
جلو استادش شروع می کنه به غذا خوردن.

استادش عصبانی میشه و به شاگردش میگه:
تا حالا دیدی گاو و پرنده یه جا غذا بخورن.؟؟؟!!!

شاگرد با خونسردی کامل میگه :
ببخشید، پس من پرواز می کنم میرم یه جای دیگه.

استاد بیشتر عصبانی میشه و تصمیم می گیره بعد جلسه امتحان حالشو بگیره،
موقع تمام شدن جلسه، استاد می بینه راهی نداره واسه رد کردنش.

میگه ازت یه سوال می پرسم اگه منطقی جواب بدی، بهت نمره می دم.
شاگرد قبول می کنه.
استاد بهش می گه دوتا کیسه هستن که داخل یکی پر پوله و دیگری عقل و شعور؛
شما کدومو انتخاب می کنی؟؟
شاگرد: کیسه پر پول رو!

استاد می گه : ولی من کیسه عقل و شعور رو انتخاب می کردم.

شاگرد میگه: بله دقیقأ هر کی هر چی رو که نداره، انتخاب می کنه !

استاد که دیگه خونش به جوش اومده بود ، زیر برگه فقط می نویسه گاو.

شاگرد هم بهش نگاه نمی کنه ...
ولی بعد از چند لحظه بر می گرده و میگه:
ببخشید استاد! شما اسمتو نوشتی ،ولی امضا نکردی!



:: موضوعات مرتبط: طنزهاي حكيمانه
 

 

       

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

 پيام امام حسين برای ايرانيان قبل از محرم!!
       

 

. پيام امام حسين برای ايرانيان قبل از محرم!!

﴿1﴾سپاسگزارم از اين که به من عشق مي ورزيد،
﴿2﴾به جای پرداختن ميلياردها تومان به مداحان برای گرياندن شما، آن را هزينه خنداندن يتيمی کنيد!
﴿3﴾به جای کمک کردن به هيئت و مسجد، مسکنی برای بی سرپناهان بنا کنيد!
﴿4﴾به جای آزردن بدن خود با کوبيدن بر سر و سينه خود، درد بيماری را جويا شويد!
﴿5﴾با تمام هزينه هايی که در اين ده روز مي پردازيد، مي توانيد شهرکی براى درماندگان بسازيد!
﴿6﴾من جانم را برای بشريت دادم!
پس شما هم چنين کنيد!



:: موضوعات مرتبط: سخنان کوتاه حکیمانه
 

 

       

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

  روکم کردن از شیطان!
       

 

 روکم کردن از شیطان!

زنی دچار بیماری کلیوی شد. بعد از مدتی بستری از بیمارستان مرخص شد. هنگامی که زنان همسایه و قوم خویش برای عیادتش می آمدند، در جواب همه آن ها که بیماری اش را می پرسیدند، می گفت ایدز دارد. 

این امر توجه فرزندانش را به خود جلب کرد. تا این که بعد از رفتن مهمان ها از او پرسیدند: 

مادر جان ! چرا به آن ها می گویی ایدز داری؟ در حالی که بیماری ات چیز دیگری است؟؟ مادر گفت: 

دیر یا زود مرگم فرا می رسد,این را گفتم تا هیچ کدام از این زن ها بعد از مرگم نقشه ازدواج با پدرتان را نکشد!!!


گویند شیطان در گوشه مجلس به خودزنی,گریه و استغفار  مشغول شد...



:: موضوعات مرتبط: طنزهاي حكيمانه
 

 

       

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

 آفتابه!
       

 

  آفتابه!

 

می خواستم برم دستشویی. همه آفتابه ها خالی بود و برای پر کردن آب باید

چند صد متر می رفتم تا هور . زورم آمد و از یک بسیجی که آن طرف

ایستاده بود، خواستم تا آفتابه را برایم آب کند . او هم قبول کرد. 

وقتی آفتابه را آورد، دیدم آبش کمی کثیف است. به او گفتم :

اگه یه کم اون طرف تر می رفتی، آب تمیزتر می آوردی. 

او هم بدون این که حرفی بزند، آفتابه را برد و آب تمیز آورد. 

گذشت تا این که چند روز بعد گفتند فرمانده لشکر قرار است سخنرانی کند. وقتی

فرمانده لشکر یعنی مهدی زین الدین آمد برای سخنرانی

و پشت جایگاه ایستاد ، تمام بدنم یخ کرد .

او همان بسیجی بود که برای من آب آورده بود.



:: موضوعات مرتبط: حکایت های حکیمانه
 

 

       

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

 دزد و عسس _ هالو
       

 

قاضی بزرگ شهر، این امریه
داده ست به سردبیر هر نشریه 


هر کس که ولو یک کلمه از دزدان
از کشف فساد اقتصادی کلان



:: موضوعات مرتبط: طنزهاي حكيمانه
 

 

        ادامه مطلب

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

 کینه
       

 

 کینه!

 

وقتی از کسی رنجش و کینه ای به دل می گیرید، درحقیقت برده او می شوید.


او افکار شما را تحت کنترل خود می گیرد.

اشتهای شما را ازبین می برد.

آرامش ذهن و نیات خوب شما را می رباید و لذت کار کردن را از شما می گیرد.

اعتقادات شما را ازبین می برد و مانع از استجابت دعاهای شما می گردد.

او آزادی فکررا ازشما می گیرد و هرکجا که می رویدT برایتان مزاحمت ایجاد می کند.

هیچ راهی برای فرار از او ندارید.

تازمانی که بیداریدT او با شماست و وقتی که خوابیده اید، وارد رویاهای شما می شود.

وقتی مشغول رانندگی هستیدT یا وقتی در محل کار خود هستیدT او کنار شماست.

هرگز نمی توانید احساس شادی و راحتی کنید.

اوحتی بر روی تُنِ صدای شما نیز تاثیر می گذارد.

او مجبورتان می کند تا به خاطر سوء هاضمه، سَردَرد و یا بی حالی دارو مصرف کنید.

او لحظات شاد و فَرح بخش زندگی را از شما می دزدد.

بنابراین، اگر می خواهید یک برده باشید، در دل نسبت به دیگران کینه و رنجش داشته باشید!

کینه را از سینه باید کند زود         کینه چون دیرینه شد نتوان زودود



:: موضوعات مرتبط: سخنان کوتاه حکیمانه
 

 

       

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

 تا رسم خوبی از جهان برافکنده نشود
       

 

 تا رسم خوبی از جهان برافکنده نشود

چوپانی ماری را از میان بوته های آتش گرفته نجات داد و در خورجین کوله پشتی خود گذاشته و به راه افتاد .
چند قدمی که گذشت مار از خورجین بیرون آمده و گفت :
به گردنت بزنم یا به لبت ؟
چوپان گفت : آیا سزای خوبی این است ؟
مار گفت : سزای خوبی بدی است ...
  پس از چندی گفتگو
قرار شد تا مسئله را از کسی بپرسندند . 

کمی رفتند تا به روباهی رسیدند و مسئله را از او پرسیدند .
روباه گفت :
من تا صورت واقعه را نبینم نمی توانم حکم کنم .

روباره برگشته و مار را از خورجین بیرون آورد و درون بوته های آتش گرفته انداخت . مار به استمداد برآمد . روباه گفت :
بمان تا رسم خوبی از جهان برافکنده نشود ...

‏چوپانی ماری را از میان بوته های آتش گرفته نجات داد و در خورجین گذاشته و به راه افتاد .
چند قدمی که گذشت مار از خورجین بیرون آمده و گفت :
به گردنت بزنم یا به لبت ؟
چوپان گفت : آیا سزای خوبی این است ؟
مار گفت : سزای خوبی بدی است ...
و قرار شد تا از کسی سوال بکنند ، به روباهی رسیدند و از او پرسیدند .
روباه گفت :
من تا صورت واقعه را نبینم نمی توانم حکم کنم , برگشته و مار را درون بوته های آتش انداختند مار به استمداد برآمد و روباه گفت :
بمان تا رسم خوبی از جهان برافکنده نشود ...‏


:: موضوعات مرتبط: حکایت های حکیمانه
 

 

       

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

 ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺍﻡ. ﻭﻟﯽ ﺍﺣﻤﻖ ﮐﻪ ﻧﻴﺴﺘﻢ
       

 

 ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺍﻡ. ﻭﻟﯽ ﺍﺣﻤﻖ ﮐﻪ ﻧﻴﺴﺘﻢ

ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ، ﺩﺭﺳﺖ ﺟﻠﻮﯼ ﺣﻴﺎﻁ
ﻳﮏ ﺗﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﭘﻨﭽﺮ ﺷﺪ ﻭ ﻣﺠﺒﻮﺭﺷﺪ ﻫﻤﺎن جا ﺑﻪ ﺗﻌﻮﻳﺾ ﻻﺳﺘﻴﮏ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ.
ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻮﺩ، ﻣﺎﺷﻴﻦ
ﺩﻳﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺍﺯﺭﻭﯼ ﻣﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﭼﺮﺥ ﮐﻪ
ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﮔﺬﺷﺖ ﻭ
ﺁن ها ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺟﻮﯼ ﺁﺏ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺁﺏ ﻣﻬﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺩ .
ﻣﺮﺩ ﺣﻴﺮﺍﻥ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﺪ.
ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﻴﻨﺶ ﺭﺍ ﻫﻤﺎن جا ﺭﻫﺎ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﻳﺪ ﻣﻬﺮﻩ ﭼﺮﺥ ﺑﺮﻭﺩ .
ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺣﻴﻦ، ﻳﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻧﺮﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺣﻴﺎﻁ ﺗﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﮔﺮ ﺍﻳﻦ
ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺑﻮﺩ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺍﺯ ٣ ﭼﺮﺥ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﺎﺷﻴﻦ، ﺍﺯ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﻳﮏ ﻣﻬﺮﻩ ﺑﺎﺯﮐﻦ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻻﺳﺘﻴﮏ ﺭﺍ ﺑﺎ ٣ ﻣﻬﺮﻩ ﺑﺒﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﻭ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﻴﺮﮔﺎﻩ ﺑﺮﺳﯽ .
ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻑ ﻧﮑﺮﺩ، ﻭﻟﯽ ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩ ،ﺩﻳﺪ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﻳﺪ ﻭ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﻴﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ.
ﭘﺲ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﻳﯽ ﺍﻭ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻻﺳﺘﻴﮏ ﺯﺍﭘﺎﺱ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ.
ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﺪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: 
« ﺧﻴﻠﯽ ﻓﮑﺮ ﺟﺎﻟﺐ ﻭ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﯽ.
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺗﻮﯼ ﺗﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺖ؟»
ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: 
ﻣﻦ ﺍﻳﻨﺠﺎﻡ، ﭼﻮﻥ
ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺍﻡ. ﻭﻟﯽ ﺍﺣﻤﻖ ﮐﻪ ﻧﻴﺴﺘﻢ
........
فقر ، شب را " بی غذا " سر كردن نیست،
فقر ، روز را " بی اندیشه" سر كردن است!


:: موضوعات مرتبط: حکایت های حکیمانه
 

 

       

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

 تف انداختن در خانه خدا؟!!
       

 

 تف انداختن در خانه خدا؟!!

خبر

"رییس قوه قضائیه گفت: 

به دادستان تهران دستور پیگیری و تعقیب رسانه‌های متخلف که نسبت به انعکاس مفاسد بزرگ‌نمایی می‌کنند را داده است."
لطیفه :

"فردی داخل مسجد شد و مشاهده کرد دو نفر به عمل قبیح مشغولند . عصبانی شد و فریاد زد:« تف بر شما در خانه  خدا حیا نمی کنید ؟!» 

آن دو نفر او را نزد قاضی بردند و گفتند :

این آقا در مسجد تف انداخته !! 

قاضی گفت :" پدرش را در می آورم تا دیگر از این غلط ها نکند!! "



:: موضوعات مرتبط: طنزهاي حكيمانه
 

 

       

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

 
       
بسم الله الرحمن ارحیم
...ولی امضا نکردی!!
پيام امام حسين برای ايرانيان قبل از محرم!!
روکم کردن از شیطان!
آفتابه!
دزد و عسس _ هالو
کینه
تا رسم خوبی از جهان برافکنده نشود
ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺍﻡ. ﻭﻟﯽ ﺍﺣﻤﻖ ﮐﻪ ﻧﻴﺴﺘﻢ
تف انداختن در خانه خدا؟!!
فرازهایی از نامه علی(ع) به مالک اشتر
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد...
گفتگویی با حافظ /طنز
قدسیان گویی که شعـــر حافظ از بر می‌کنند
هفت کلید طلایی آرامش در ارتباطات
 




 

 

 

منوی وبلاگ (2)

 

 

درباره

 

گاهی نمی توان به کتابی بیان نمود
حرفی که یک حکایت کوتاه می زند
×××××××××
با جور و جمود و جهل باید جنگید
تاپاک شودجهان از این هرسه پلید
یا ریشه هر سه را بباید خشکاند
یا سرخ به خون خویش باید غلتید
(ش.مطهر)
«يكي از كهن ترين و سنتي ترين روش هاي انسان براي انتقال معرفت به نسل هاي بعد، قصه ها و حكايات بوده است. قصه، ناب ترين و خالص ترين بخش ادبيات است؛ چرا كه ما را به دوراني پيش از پيدايش تفاسير و تعابير امروز مان مي برد. قصه ها شادند، سرگرم كننده اند، نمايشي اند، اما فراتر از همه ، معرفت را به شكلي دلپذير منتقل مي كنند.»
(پائولو كوئيلو)


  پیوند های روزانه

مویه های موج
پرواز / قطره قصه می گوید
کرامت انسان
قصه های شهر هرت
پیام امیر(ع)
اندیشه را ورق بزن
حکمت
سخن مطهر
ایران و جهان در آیینه آمار و ارقام
آوای آینه
نقاشی های خدا
به اندیشان
آیا به از این نمی توان بود؟
مدارا
وب باران

تمام لينکها



  لوگوی ما
حکایات حکیمانه



   


 

2009 by 30arg
Designer.Com

 

Powered By blogfa.com Copyright © 
This Themplate  By Theme-