X
تبلیغات
حکایات حکیمانه
بسم الله الرحمن ارحیم
                             
                                  این وبلاگ هر روز آپ می شود  
 
از این پس دنباله مجموعه« دل دیدنی های شهر سرب و سراب» را در وب نامه شفیعی مطهر مطالعه فرمایید.          از اینجا  :http://www.modara.blogfa.com/
                                               این پست ثابت است

رهنمودهای زندگی ساز از امام جواد(ع) 

امروز دهم ماه رجب و مصادف با فرخنده زادروز حضرت امام محمد تقی ،جوادالائمه علیه السلام است.ضمن عرض تبریک و تهنیت سخنانی کوتاه و رهنمودهایی زندگی ساز از این پیشوای حکیم را با هم می خوانیم.امید که چراغی روشنگر راهمان در این دوران سخت  باشد. التماس دعا!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 ـ «قد عاداك من ستر عنك الرشد اتباعا لما تهواه.» «آن كه براي پيروي از خواسته‌هاي تو، راه رشد را بر تو پنهان دارد، با تو دشمني كرده است. 


ادامه مطلب
همایش زنانه


همایش زنانه


یه همایشی برای زن ها به اسم «چگونه با همسر خود عاشقانه زندگی کنید؟» برگزار شده بود.
توی این همایش از خانوم ها سوال شد :«چه کسانی عاشق همسرانشون هستند ؟»
همه  زن ها دستاشون رو بالا بردن.
سوال بعدی این بود که : آخرین باری که به همسرتون گفتید« عاشقش هستید» کی بود؟
بعضی ها گفتن امروز ... بعضی ها گفتن دیروز... بعضی ها هم گفتند یادشون نمی یاد. بعد ازشون خواستند که به همسرانشون اس ام اس بفرستند و بگن:«همسر عزیزم، من عاشقت هستم.»
همه این کار رو کردند.
ازشون دوباره درخواست کردند گوشیشون رو بدن به کناریشون تا جواب اس ام اس هایی که براشون اومده بود رو بلند بخونن.
خوب، یک سری از جواب اس ام اس ها رو براتون نوشتم:

- شما؟ -
- اوه، مادر بچه های من ، مریض شدی؟
- عزیزم، منم عاشقتم !
- حالا که چی ؟ بازم ماشین رو کجا کوبوندی؟
- من منظورت رو متوجه نمی شم؟
- باز دوباره چه دست گلی به آب دادی ؟ این سری دیگه نمی بخشمت !
- خوب، برو سر اصل مطلب ، چقدر پول لازم داری؟
- من دارم خواب می بینم ؟
- اگه نگی این اس ام اس رو واقعا برای کی فرستادی، قول میدم یکی رو بکشم !!
- ازت خواستم دیگه تو مشروب خوردن زیاده روی نکنی !

روحیه شکرگزاری

روحیه شکرگزاری

آیا وقتی به سختی های زندگی برمی خوری، شروع به نق زدن می کنی؟!

تابه حال فکر کردی زندگی بدون بالا و پایین ها هیچ معنی ای نداره؟

 

تا حالا تو عمرت شده از خدا تشکر کنی؟ یا همه اش در حال نق نق کردن بودی که خدایا ، چرا این رو به من ندادی؟! خدایا ،چرا این طوری شد؟ خدایا ،چرا این کار رو واسم نکردی؟

اصلا شده یک روز، فقط یک روز رو به آسمون نگاه کنی و بگی: خدایا ، ازت سپاسگزارم به خاطر این زندگی که به من دادی؟

اصلا تا حالا به این جمله فکر کردی؟ یا دنیا رو همه اش از این دید نگاه می کنی که خدا چه اشتباه بزرگی کرده که من رو وارد زندگی کرده! اصلا من که از خودم اراده ندارم!

کیفیت زندگی شما و داشتن خوشبختی فقط در نگاه شما نسبت به جهان به دست می یاد.

یه جورش اینه که از صبح تا شب نق بزنی، هی بگی : چرا این این جوریه، چرا اون این جوریه، چرا مملکت فلانش این جوریه؟!
نوعی دیگر هم هست که می شه شاکر باشی، به جای فکر کردن به چیزهای منفی ، به داشته هات نگاه کنی و از اون ها لذت ببری.

کار زیاد سختی نیست!

عمری با این نگاه زندگی کردی و نتیجه اش رو هم همین حالا داری می بینی! یه چند روزی هم با این دید به زندگی نگاه کن!

زندگی سرشار از لحظات خوش و ناخوش است ، آیا زندگی همین لحظات کوچک نیست؟ پس چرا از تک تک آن ها به سبک خودمان لذت نبریم؟

داستان زیبای ماهی گیری

داستان زیبای ماهی گیری


یک تاجر آمریکایى نزدیک یک روستاى مکزیکى ایستاده بود که یک قایق کوچک ماهی گیرى از بغلش رد شد که توش چند تا ماهى بود!
از مکزیکى پرسید: چقدر طول کشید که این چند تارو بگیرى؟

مکزیکى: مدت خیلى کمى !


ادامه مطلب
ارزش انسان ها در چیست؟!

ارزش انسان ها در چیست؟!

روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید :

ملا ، آیا تا به حال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم.


ادامه مطلب
ستايش فرد‌وسي


ستايش فرد‌وسي
 در شعر شفیعی کدکنی



بزرگا! جاود‌ان مرد‌ا! هُشيواري و د‌انايي 

نه د‌يروزي، كه امروزي، نه امروزي، كه فرد‌ايي 

همه د‌يروز ما از تو،‌ همه امروز ما با تو 

همه فرد‌اي ما د‌ر تو، كه بالايي و والايي 

چو زين جا بنگرم زان سوي دَه قرنت همي بينم 

كه مي‌گويي و مي‌رويي و مي‌بالي و مي‌آيي 

به گِرد‌ت شاعران انبوه و هر يك قلّه‌اي بشكوه 

تو اما د‌ر ميان گويي د‌ماوند‌ي كه تنهايي:


تمام جهان یک سگ
  تمام جهان یک سگ

ت

حاج آقا در راه بازگشت از حج بود که در خیابان کودک فقیری را دید که غذایش را با سگی گرسنه تقسیم می کند.
نزدیک رفت و پرسید :
چرا غذایت را به این حیوان نجس می دهی ؟
کودک سگ را بوسید و گفت :
از نظر من هیچ حیوانی نجس نیست.
این سگ نه خانه دارد، نه غذا دارد، هیچ کس را ندارد. اگر من کمکش نکنم، می میرد.
حاج اقا گفت :
سگ بی خانمان در همه جا وجود دارد. آیا تو می توانی همه آن ها را از مرگ نجات دهی؟
آیا تو می توانی جهان را تغییر دهی؟
پسر نگاهی به سگ کرد و گفت :
کاری که من برای این سگ می کنم، تمام جهانش را تغییر می دهد.

این گره بگشودنت دیگر چه بود ؟!

این گره بگشودنت دیگر چه بود ؟!


پیر مردی تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می‌کرد.
از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر می گشت، با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آن ها فرج می طلبید و تکرار می کرد :
  ای گشاینده گره های ناگشوده، عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای.
پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد و می رفت، یک باره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت. او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت :
من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین گره بگشای و گندم را بریز؟
آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود ؟!
پیر مرد نشست تا گندم های به زمین ریخته را جمع کند، ولی در کمال ناباوری دید دانه های گندم روی همیانی از زر ریخته است ! پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخشش نمود...
 تو مبین اندر درختی یا به چاه     
 تو مرا بین که منم مفتاح راه

بهترين دين کدام است؟

 بهترين دين کدام است؟




مکالمه‌اى بين لئوناردو باف و دالايى‌لاما


لئوناردو باف يک پژوشگر دينى معروف در برزيل است. متن زير، نوشته اوست:

در ميزگردى که درباره «دين و آزادى» برپا شده بود و دالايى‌لاما هم در آن حضور داشت، من با کنجکاوى، و البته کمى بدجنسى، از او پرسيدم: 

 عالى جناب، بهترين دين کدام است؟

...خودم فکر کردم که او لابد خواهد گفت: «بودايى» يا «اديان شرقى که خيلى قديمى‌تر از مسيحيت هستند.»
دالايى‌لاما کمى درنگ کرد، لبخندى زد و به چشمان من خيره شد ... و آنگاه گفت:
«بهترين دين، آن است که از شما آدم بهترى بسازد.»
من که از چنين پاسخ خردمندانه‌اى شرمنده شده بودم، پرسيدم:
آنچه مرا انسان بهترى مى‌سازد، چيست؟
او پاسخ داد:
«هر چيز که شما را دل‌رحم‌تر، فهميده‌تر، مستقل‌تر، بى‌طرف‌تر، بامحبت‌تر، انسان دوست‌تر، با مسئوليت‌تر و اخلاقى‌تر سازد. دينى که اين کار را براى شما بکند، بهترين دين است»

من لحظه‌اى ساکت ماندم و به حرف‌هاى خردمندانة او انديشيدم. به نظر من پيامى که در پشت حرف‌هاى او قرار دارد، چنين است:
دوست من! اين که تو به چه دينى اعتقاد دارى و يا اين که اصلاً به هيچ دينى اعتقاد ندارى، براى من اهميت ندارد. آنچه براى من اهميت دارد، رفتار تو در خانه، در خانواده، در محل کار، در جامعه و در کلّ جهان است.
به ياد داشته باش، عالم هستى بازتاب اعمال و افکار ماست.
«هيچ دينى بالاتر از حقيقت وجود ندارد.»