حکایات حکیمانه

 
 

 

 

منوی وبلاگ (1)

 

موضوعات
 » طنزهاي حكيمانه
 » حکایت های حکیمانه
 » سروده های حکیمانه
 » سخنان کوتاه حکیمانه
 » قصه های شهر هرت


  آرشیو ماهانه
 » ۹۴/۰۴/۰۱ - ۹۴/۰۴/۳۱
 » ۹۴/۰۲/۰۱ - ۹۴/۰۲/۳۱
 » ۹۲/۱۲/۰۱ - ۹۲/۱۲/۲۹
 » ۹۲/۱۱/۰۱ - ۹۲/۱۱/۳۰
 » ۹۲/۱۰/۰۱ - ۹۲/۱۰/۳۰
 » ۹۲/۰۹/۰۱ - ۹۲/۰۹/۳۰
 » ۹۲/۰۸/۰۱ - ۹۲/۰۸/۳۰
 » ۹۲/۰۷/۰۱ - ۹۲/۰۷/۳۰
 » ۹۲/۰۶/۰۱ - ۹۲/۰۶/۳۱
 » ۹۲/۰۵/۰۱ - ۹۲/۰۵/۳۱
 » ۹۲/۰۴/۰۱ - ۹۲/۰۴/۳۱
 » ۹۲/۰۳/۰۱ - ۹۲/۰۳/۳۱
 » ۹۲/۰۲/۰۱ - ۹۲/۰۲/۳۱
 » ۹۲/۰۱/۰۱ - ۹۲/۰۱/۳۱
 » ۹۱/۱۲/۰۱ - ۹۱/۱۲/۳۰
 » ۹۱/۱۱/۰۱ - ۹۱/۱۱/۳۰
 » ۹۱/۱۰/۰۱ - ۹۱/۱۰/۳۰
 » ۹۱/۰۹/۰۱ - ۹۱/۰۹/۳۰
 » ۹۱/۰۸/۰۱ - ۹۱/۰۸/۳۰
 » ۹۱/۰۷/۰۱ - ۹۱/۰۷/۳۰
 » ۹۱/۰۶/۰۱ - ۹۱/۰۶/۳۱
 » ۹۱/۰۵/۰۱ - ۹۱/۰۵/۳۱
 » ۹۱/۰۴/۰۱ - ۹۱/۰۴/۳۱
 » ۹۱/۰۳/۰۱ - ۹۱/۰۳/۳۱
 » ۹۱/۰۲/۰۱ - ۹۱/۰۲/۳۱
 » ۹۱/۰۱/۰۱ - ۹۱/۰۱/۳۱
 » ۹۰/۱۲/۰۱ - ۹۰/۱۲/۲۹
 » ۹۰/۱۱/۰۱ - ۹۰/۱۱/۳۰
 » ۹۰/۱۰/۰۱ - ۹۰/۱۰/۳۰
 » ۹۰/۰۹/۰۱ - ۹۰/۰۹/۳۰
 » ۹۰/۰۸/۰۱ - ۹۰/۰۸/۳۰
 » ۹۰/۰۷/۰۱ - ۹۰/۰۷/۳۰
 » ۹۰/۰۶/۰۱ - ۹۰/۰۶/۳۱
 » ۹۰/۰۵/۰۱ - ۹۰/۰۵/۳۱
 » ۹۰/۰۴/۰۱ - ۹۰/۰۴/۳۱
 » ۹۰/۰۳/۰۱ - ۹۰/۰۳/۳۱
 » آرشيو


  لينک دوستان
 » احمدرضاسعیدی
 » معرفی وب های اینترنت
 » گنجور (آثار سخن سرایان پارسی)
 » وقف عشق
 » حرف هایی برای نگفتن
 » خدیجه کبری ام المومنین(س)
 » چهره های ماندگار
 » تبدیل سال شمسی به میلادی و بالعکس
 » سخنان آموزنده دکترشریعتی
 » دموکراسی
 » سخنان بزرگان و جملات حکیمانه از...
 » حکایات
 » شمین
 » دل های آسمونی چشمای بارونی
 » سخنان مشاهیر
 » دولت عشق
 » یک سکوت
 » تعيين قبله با اينترنت
 » اطلاعات 118كشور
 » كوتاه و خواندني
 » لبخند عشق و دوستي
 » تك بيتي هاي ناب
 » شبكه امام رضا (ع)
 » جستجوگر پايگاه هاي شيعي
 » جملات بزرگان
 » عاشق ناشناس
 » امام علی(ع)و نهج البلاغه
 » سیمرغ
 » لحظه ای بیندیش
 » گزیده آثار مجتبی کاشانی
 » لطیفه های ایرانی
 » مشق تمنا
 » آریابوم(حکایت و سخن ها)
 » آوای آزاد(اشعارقیصرامین پور)
 » به یادقیصرامین پور
 » نوشته های آنتونی رابینز
 » باران عشق
 » ضرب المثل ها
 » نقشه ترافيكي تهران
 » حكمت،حكايت،روايت
 » دكترعلي شريعتي
 » دكترعلي شريعتي(مرجع)
 » زبان و ادبيات فارسي
 » 100نكته
 » اوجا
 » كتابخانه نودوهشتيا
 » ثانيه
 » نسيم سحري
 » كمي حرف راست
 » فرياد سكوت
 » ترانه ها و آهنگ هاي سنتي(گل ها)
 » داستان و حكايت
 » مديريت بازاريابي
 » حرف هاي نگفتني
 » طنزايران
 » آيين زندگي(بهمن صادقيان)
 » سخن بزرگان
 » داستان هاي جالب و خواندني
 » يا مهدي ادركني
 » ماهنامه خانوادگي علي آبادي
 » انجمن فرزانگان كوير
 » سايت فارسي كودكان
 » صحيفه سجاديه
 » نكات و حكايات مديريتي
 » دكترعلي شريعتي
 » عليرضا تاجريان
 » پشت درياها
 » مرجع راهنماي لينك هاي اسلامي
 » حكايات و پندهاي عبرت آموز
 » اوقات شرعي همه شهرهاي ايران
 » تفنگت رازمين بگذار
 » جملات كوتاه و...
 » لينك داستان ها
 » داستان هاي واقعي و عبرت انگيز
 » مركز تعليمات اسلامي واشنگتن
 » وصيت
 » بانك سخنان بزرگان(رهپو-دسته بندي موضوعي)
 » اس ام اس عاشقانه جوك لطيفه...
 » معتادان گمنام
 » داستان هاي غرق حكايت
 » به تماشا سوگند و به آغاز كلام
 » زنگ فارسي
 » پارسي انديشان
 » پاتريسا
 » ديوان حافظ
 » يعقوب ليث صفار
 » كتابخانه عمومي حسينيه ارشاد
 » خواندني هاي تاريخي
 » حكايات و اشعار
 » پسر خوب
 » جمال(نصرت الله جمالي)
 » شرح حال صالحان شيعه
 » رياضي براي همه
 » لغت نامه دهخدا
 » كليله و دمنه(متن كامل)
 » ترجمه متن انگليسي به فارسي
 » شاخه گل
 » نداي گلها
 » تبديل تقويم ها به يكديگر
 » فرهنگ فارسي به فارسي
 » راديو مولانا
 » اندرزهاي كوچك زندگي
 » نداي گلها(موزه موسيقي ايراني)
 » دانلود كتاب هاي صوتي
 » راوي حكايات باقي
 » زندگي منشوري در حركت دوار
 » حافظ مستانه(آنلاين)
 » بانك سخنان بزرگان
 » ديوان كبير -مثنوي مولانا
 » نهج البلاغه/ شيخ حسين انصاريان
 » جملات حكيمانه
 » نداي گلها- موزه موسيقي ايران/7
 » غزليات حافظ همراه با قرائت و موسيقي
 » عاطفه/ حكايت هاي حكمت آميز
 » رازهاي موفقيت در زندگي
 » راه موفقيت
 » چت باكس آنلاين
 » ديكشنري آنلاين و جالب
 » فال حافظ آنلاين
 » مثل هاي آموزنده قرآن
 » قرآن آنلاين با جستجو و ترجمه
 » حرف هايي از جنس دل
 » فهرست موسيقي ايران - سل
 » شعر ناب
 » آموزش مكانيك خودرو
 » خواندني هاي كوتاه و مفيد
 » خودنويس(مهسا سعدي)


  لوگوی دوستان

حکایات حکیمانه



  آمار و نویسندگان
 » نويسندگان :
آمار بازديد :

تعداد بازديدها :  

دیکشنری

 
   


 

 

 بسم الله الرحمن ارحیم
       

 

                             
                                  این وبلاگ هر روز آپ می شود  
 
از این پس دنباله مجموعه« دل دیدنی های شهر سرب و سراب» را 
در وب نامه شفیعی مطهر مطالعه فرمایید.        
 
  از اینجا  :http://www.modara.blogfa.com/
                                               این پست ثابت است

 

 

       

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

  لزوم اولویت بندی در اجرای برنامه ها
       

 

 لزوم اولویت بندی در اجرای برنامه ها 

------------------------------------

نمی دانم فیلم سینمایی «تایتانیک» را به خاطر دارید یا نه.
در صحنه ای از این فیلم در حالی که کشتی عظیم تایتانیک در اثر برخورد با کوه یخ (ice berg) دچار صدمه جدی شده بود،گروهی نوازنده در عرشه کشتی مشغول اجرای قطعات برگزیده از موسیقی کلاسیک بودند!
آنان کار خود را به بهترین نحو اجرا می کردند و دقت می کردند که کیفیت کارشان تحت تاثیر شرایط نامناسب موجود قرار نگیرد!
اما در یک کشتیِ در حالِ غرق شدن و در میان مسافرانی که از هول و وحشت در حال سراسیمه دویدن به این سو و آن سو هستند، چه اهمیتی دارد که موسیقی کلاسیک با بهترین کیفیت اجرا شود؟!
***
نمی دانم کتاب «قلعه ی حیوانات» نوشته «جورج اورول» را خوانده اید یا نه.
ماجرای این کتاب، داستان حیوانات یک مزرعه علیه اربابِ زورگوست.
حیوانات دست به دستِ هم می دهند و ارباب و خانواده اش را از مزرعه بیرون می کنند و خود مدیریت مزرعه را به دست می گیرند.
اولین کار آن ها پس از پیروزی انقلابشان تنظیم عهد نامه ای است که طبق آن همه حیوانات با هم برابرند و هیچ کس حق ندارد خود را ارباب و مالک دیگران بداند.
اما چیزی نمی گذرد که خوکی که مدیریت مزرعه را به دست گرفته است،
آرام آرام عهدنامه را تغییر می دهد و برای خود و اطرافیانش حقوق و امتیازات ویژه ای وضع می کند .

در این میان، اسبی در این مزرعه زندگی می کند به نام «باکستر» که به لحاظ خوش خلقی، صبوری و پشتکار، مورد احترام همه حیوانات است.
اسب سمبل و نماد نجابت است.
حیوانات از او می خواهند کمکشان کند تا در مورد شرایط جدید تصمیم بگیرند، اما «باکستر» سخت مشغول کار است و به اطرافش توجه ای ندارد.
شعار او این است: «من کار می کنم!» و احساس می کند که باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهد و کاری به کار چیز دیگری نداشته باشد!
گرچه «باکستر» می توانست از اتفاق وحشتناکی که در«قلعه حیوانات» رخ می داد، جلوگیری کند.
چنان سرش به کارش گرم بود که فقط هنگامی از«تغییرات» باخبر شد که خوک حاکم، او را به یک سلاخ فروخت! 


**********
اولویت بندی (Priority setting) از مهم ترین مهارت های زندگی است. شما هر چقدر زیبا ویولن بنوازید، در یک قایق در حال غرق شدن، ویولن نواختن در اولویت قرار ندارد.
شما هرچقدر کشاورز قابلی باشید، در یک مزرعه در حال سوختن، سم پاشی و آفت زدایی در اولویت قرار ندارد.
شما هر چقدر آرایشگر قابلی باشید، اصلاح کردن سر و صورت فردی که دچار حمله  قلبی شده است و باید بلافاصله به بیمارستان انتقال یابد را عاقلانه نمی دانید.
«کارل مارکس»، فیلسوف آلمانی، یکی از افسون های جامعه  سرمایه داری را«تخصصی شدن» می داند.
هرکس چنان سرش به کار و تخصص خود گرم است که فراموش می کند کل این جامعه به کدام سو حرکت می کند!
باهوش ترین و سخت کوش ترین آدم ها گرفتار الگوی «باکستر» می شوند و مسائل کلان اجتماعی را ازیاد می برند.
پس تمام پلیدی های دنیا به خاطر آدم پلید نیست.
بلکه به خاطر سکوت انسان های "خوب"است.



:: موضوعات مرتبط: حکایت های حکیمانه
 

 

       

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

 ﯾﮏ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻧﯿﺴﺖ !
       

 

ﯾﮏ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻧﯿﺴﺖ  !
 
 
ﻣﻌﻠﻢ ﭘﺎﯼ ﺗﺨﺘﻪ ﺩﺍﺩ ﻣﯽ ﺯﺩ
ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺍﺯ ﺧﺸﻢ ﮔﻠﮕﻮﻥ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﻮﺷﺸﯽ ﺍﺯ ﮔﺮﺩ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺑﻮﺩ
ﻭﻟﯽ ‌ ﺁﺧﺮ ﮐﻼﺳﯽ ﻫﺎ
ﻟﻮﺍﺷﮏ ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ
ﻭﺍﻥ ﯾﮑﯽ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﻣﯽ ﺯﺩ
ﺑﺮﺍﯼ ﺁن که ﺑﯽ ﺧﻮﺩ ﻫﺎﯼ ﻭ ﻫﻮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺷﻮﺭ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ
ﺗﺴﺎﻭﯼ ﻫﺎﯼ ﺟﺒﺮﯼ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ
ﺧﻄﯽ ﺧﻮﺍﻧﺎ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺗﺨﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﺰ ﻇﻠﻤﺘﯽ ﺗﺎﺭﯾﮏ
ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺑﻮﺩ
ﺗﺴﺎﻭﯼ ﺭﺍ ﭼﻨﯿﻦ ﺑﻨﻮﺷﺖ
ﯾﮏ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻫﺴﺖ
ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺟﻤﻊ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﯾﮑﯽ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﭘﺎ ﺧﯿﺰﺩ
ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺳﺨﻦ ﺳﺮ ﺩﺍﺩ
ﺗﺴﺎﻭﯼ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﻓﺎﺣﺶ ﻭ ﻣﺤﺾ ﺍﺳﺖ
ﻣﻌﻠﻢ
ﻣﺎﺕ ﺑﺮ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪ
ﻭ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ
ﮔﺮ ﯾﮏ ﻓﺮﺩ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭﺍﺣﺪ ﯾﮏ ﺑﻮﺩ آﯾﺎ ﺑﺎﺯ
ﯾﮏ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﻮﺩ
ﺳﮑﻮﺕ ﻣﺪﻫﺷﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺳﺨﺖ
ﻣﻌﻠﻢ ﺧﺸﻤﮕﯿﻦ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ
ﺁﺭﯼ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﺍﻭ ﺑﺎ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪﯼ ﮔﻔﺖ
ﺍﮔﺮ ﯾﮏ ﻓﺮﺩ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭﺍﺣﺪ ﯾﮏ ﺑﻮﺩ
ﺁﻥ ﮐﻪ ﺯﻭﺭ ﻭ ﺯﺭ ﺑﻪ ﺩﺍﻣﻦ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺎﻻ ﺑﻮﺩ
ﻭﺍن که ﻗﻠﺒﯽ ﭘﺎﮎ ﻭ ﺩﺳﺘﯽ ﻓﺎﻗﺪ ﺯﺭ ﺩﺍﺷﺖ
ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻮﺩ
ﺍﮔﺮ ﯾﮏ ﻓﺮﺩ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭﺍﺣﺪ ﯾﮏ ﺑﻮﺩ
ﺁﻥ ﮐﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﻘﺮﻩ ﮔﻮﻥ
ﭼﻮﻥ ﻗﺮﺹ ﻣﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺖ
ﺑﺎﻻ ﺑﻮﺩ
ﻭﺍﻥ ﺳﯿﻪ ﭼﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﯽ ﻧﺎﻟﯿﺪ
ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻮﺩ
ﺍﮔﺮﯾﮏ ﻓﺮﺩ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭﺍﺣﺪ ﯾﮏ ﺑﻮﺩ
ﺍﯾﻦ ﺗﺴﺎﻭﯼ ﺯﯾﺮ ﻭ ﺭﻭ ﻣﯽ ﺷﺪ
ﺣﺎﻝ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﻢ ﯾﮏ ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﻮﺩ
ﻧﺎﻥ ﻭ ﻣﺎﻝ ﻣﻔﺖ ﺧﻮﺍﺭﺍﻥ
ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﯾﺪ
ﯾﺎ ﭼﻪ ﮐﺲ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﭼﯿﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﺎ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ؟
ﯾﮏ ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﻮﺩ
ﭘﺲ ﮐﻪ ﭘﺸﺘﺶ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭ ﻓﻘﺮ ﺧﻢ ﻣﯽ ﺷﺪ ؟
ﯾﺎ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﺻﺮﺑﺖ ﺷﻼﻕ ﻟﻪ ﻣﯽ ﮔﺸﺖ ؟
ﯾﮏ ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﻮﺩ
ﭘﺲ ﭼﻪ ﮐﺲ ﺁﺯﺍﺩﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻔﺲ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ؟
ﻣﻌﻠﻢ ﻧﺎﻟﻪ ﺁﺳﺎ ﮔﻔﺖ
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺟﺰﻭﻩ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ
ﯾﮏ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻧﯿﺴﺖ 
 
(شهید راه آزادی خسرو گلسرخی)


:: موضوعات مرتبط: سروده های حکیمانه
 

 

       

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

  همه نگرش ها محترم اند!
       

 

 همه نگرش ها محترم اند!

خاموش بودن، نصف حکمت است.
تعقیب نکردن ، دیگران،نصف آرامش است.
مداخله نکردن در کار دیگران،نصف ادب است.
من از دنیا دریافتم که:
کسی که قوی تر بود؛کمتر زور می گفت.
کسی که راحت تر می گفت:" اشتباه کردم "، اعتماد به نفس بالایی داشت.
کسی که صدایش آرام تر بود،حرف هایش نفوذ بیشتری داشت.
کسی که خودش را واقعا دوست داشت،بقیه را واقعی تر دوست داشت.
و کسی که بیشتر طنز می گفت؛به زندگی جدی تر نگاه می کرد.... 


به تعداد آدم های روی کره خاکی ، تفاوت فکر و نگرش وجود دارد !!
پس این را بپذیر :
کسی که تفکرش با تو متفاوت است ، دشمنت نیست ؛
انسان دیگری است با دیدگاهى دیگر !!
فقط همین ...



:: موضوعات مرتبط: سخنان کوتاه حکیمانه
 

 

       

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

 راز بی اخلاقی مسلمانان از زبان خواجه نصیر الدین
       

 

راز بی اخلاقی مسلمانان

 از زبان خواجه نصیر الدین :

...
در بغداد هر روز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود .
روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت :  

می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آن که دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟
من بدو گفتم : بزرگوارا، همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد
اگر ندانسته ای را بدانم .
خواجه نصیر الدین فرمود :
در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان " امّا " و " اگر " دارد .
در اسلام تو را می گویند :
دروغ نگو ..... امّا دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست .
غیبت مکن ... امّا غیبت انسان بدکار را باکی نیست .
قتل مکن ... امّا قتل نامسلمان را باکی نیست .
تجاوز مکن ... امّا تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .

و این " امّا " ها مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد
و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند !
و راز نابخردی مسلمانان در همین است! 

------------------------------------

البته اسلام راستین هرگز اجازه چنین بی اخلاقی ها را به پیروان صدیق خود نمی دهد. این برداشت های تنگ نظرانه و عامیانه از اسلام واخلاق است که به این فجایع می انجامد.



:: موضوعات مرتبط: حکایت های حکیمانه
 

 

       

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

 راز بی اخلاقی مسلمانان از زبان خواجه نصیر الدین
       

 

راز بی اخلاقی مسلمانان

 از زبان خواجه نصیر الدین :

...
در بغداد هر روز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود .
روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت :  

می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آن که دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟
من بدو گفتم : بزرگوارا، همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد
اگر ندانسته ای را بدانم .
خواجه نصیر الدین فرمود :
در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان " امّا " و " اگر " دارد .
در اسلام تو را می گویند :
دروغ نگو ..... امّا دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست .
غیبت مکن ... امّا غیبت انسان بدکار را باکی نیست .
قتل مکن ... امّا قتل نامسلمان را باکی نیست .
تجاوز مکن ... امّا تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .

و این " امّا " ها مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد
و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند !
و راز نابخردی مسلمانان در همین است! 

------------------------------------

البته اسلام راستین هرگز اجازه چنین بی اخلاقی ها را به پیروان صدیق خود نمی دهد. این برداشت های تنگ نظرانه و عامیانه از اسلام واخلاق است که به این فجایع می انجامد.



:: موضوعات مرتبط: حکایت های حکیمانه
 

 

       

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

 راز بی اخلاقی مسلمانان از زبان خواجه نصیر الدین
       

 

راز بی اخلاقی مسلمانان

 از زبان خواجه نصیر الدین :

...
در بغداد هر روز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود .
روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت :  

می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آن که دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟
من بدو گفتم : بزرگوارا، همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد
اگر ندانسته ای را بدانم .
خواجه نصیر الدین فرمود :
در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان " امّا " و " اگر " دارد .
در اسلام تو را می گویند :
دروغ نگو ..... امّا دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست .
غیبت مکن ... امّا غیبت انسان بدکار را باکی نیست .
قتل مکن ... امّا قتل نامسلمان را باکی نیست .
تجاوز مکن ... امّا تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .

و این " امّا " ها مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد
و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند !
و راز نابخردی مسلمانان در همین است!



:: موضوعات مرتبط: حکایت های حکیمانه
 

 

       

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

 کار من و تو کشک سایی است
       

 

  1. کار من و تو کشک سایی است  
  2.  
  3. از روی کتاب کودکی خواند
  4. ایران وطن عزیز ما،است
  5.  
  6. فرمود معلمش بگو ماست
  7. ما، است نگو که ناروا است
  8.  
  9. شاگردک بی نوا ندانست 
  10. کاین گفته صواب یا خطا است
  11.  
  12. وز گفتن ماست رو ترش کرد
  13. که ماست جدا وطن جدا است
  14.  
  15. زیرا که اگر وطن بود ماست
  16. ماک و مرقش بگو کجا است
  17.  
  18. استاد که مرد زیرکی بود
  19. چون دید که پرسشی به جا است
  20.  
  21. گفتا اگر آبکی است این ماست
  22. بشنو که بگویمت چرا است
  23.  
  24. اکنون که اساس ماستمالی
  25. بنیان کن خلق بی نوا است
  26.  
  27. وز جمله حقوق خویش محروم
  28. این قوم ضعیف مبتلا است
  29.  
  30. ماک و مرقی که دارد این ماست
  31. بر سفره  چرب اغنیا است
  32.  
  33. ترشیده و چرخ کرده اش نیز
  34. قوت شب و روز هر گدا است
  35.  
  36. گر خاصیتی بود در این ماست
  37. البته نصیب اقویا است
  38.  
  39. کار ضعفا همیشه کشکی
  40. زین ماست کشان بی حیا است
  41.  
  42. کان فرقه به مو کشیدن از ماست
  43. آگاه و بصیر و آشنا است
  44.  
  45. این دسته به ماست کیسه کردن
  46. محکوم چو بنده و شما است
  47.  
  48. گر کار من و تو کشک سایی است
  49. چون در نگری گنه ز ما است
  50.  
  51. چون ما و توایم شل تر از ماست
  52. گر ماست شل است از خود ماست


:: موضوعات مرتبط: سروده های حکیمانه
 

 

       

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

 متهمی که با دیدن قاضی به گریه افتاد
       

 

متهمی که با دیدن قاضی به گریه افتاد 

به راستی چرا سرنوشت دو همشاگردی تا این اندازه متفاوت رقم می خورد؟!!

عکس از یوتیوب

یک مظنون به سرقت در آمریکا زمانی که در دادگاه حاضر شد و قاضی پرونده را دید، به گریه افتاد، چون یادش آمد که او همکلاسی دوران تحصیلش بوده است.

آرتور بوث، ۴۹ ساله در جلسه‌ای از دادگاه در میامی حاضر شد که قرار بود در آن تصمیم قاضی درباره درخواست آزادی‌اش به قید وثیقه اعلام شود.

میندی گلیزر، قاضی دادگاه به او گفت:

 "متاسفم که تو را اینجا می‌بینم. همیشه دوست داشتم بدانم چه وضعی داری."

خانم گلیزر به حاضران در دادگاه گفت که: آقای بوث "بهترین بچه مدرسه" بوده است.

متهم بعد از شنیدن این حرف‌های قاضی آهی کشید و به گریه افتاد.

قاضی در پایان جلسه دادگاه خطاب به متهم گفت:

 "موفق باشید آقا، امیدوارم که پرونده‌تان ختم به خیر شود و زندگی قانونمندی در پیش بگیرید."

قاضی در نهایت وثیقه‌ای ۴۳ هزار دلاری برای آقای بوث تعیین کرد.



:: موضوعات مرتبط: حکایت های حکیمانه
 

 

       

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

 ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻤﺎﻥ
       

 

 ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻤﺎﻥ!

ﮐﻨﻔﻮﺳﯿﻮﺱ ﺑﺎ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻧﺶ ﺩﺭ ﺳﻔﺮ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﻨﯿﺪ ﺩﺭ ﺩﻫﯽ٬ ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺎﻫﻮﺷﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.
ﮐﻨﻔﻮﺳﯿﻮﺱ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻩ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﺪ.
ﭘﺴﺮﮎ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﻮﺩ. ﮐﻨﻔﻮﺳﯿﻮﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪ:

 ﭼﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﮐﻤﮑﻢ ﮐﻨﯽ ﺗﺎ ﻧﺎﺑﺮﺍﺑﺮﯼ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺒﺮﻡ؟
ﮐﻮﺩﮎ ﭘﺮﺳﯿﺪک ﭼﺮﺍ ﻧﺎﺑﺮﺍﺑﺮﯼ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺒﺮﯾﻢ !
ﺍﮔﺮ ﮐﻮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺻﺎﻑ ﮐﻨﯿﻢ٬ ﭘﺮﻧﺪﮔﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﻨﺎﻫﮕﺎﻫﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.
ﺍﮔﺮ ﺍﻋﻤﺎﻕ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺩﺭﯾﺎﻫﺎ ﺭﺍ ﭘﺮ ﮐﻨﯿﻢ٬ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ .
ﺍﮔﺮ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭﺍﺕ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ٬ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﺶ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ.
ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ٬ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻫﺎﯾﺶ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ...
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮﻭ ...
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻤﺎﻥ .
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺨﻨﺪ ...
ﮔﺎﻫﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻦ .
ﮔﺎﻫﯽ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻥ ...
ﮔﺎﻫﯽ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺰﻥ.
ﮔﺎﻫﯽ ﻗﺪﻡ ﺑﺰﻥ ...
ﮔﺎﻫﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ.
ﮔﺎﻫﯽ ﺭﻫﺎ ﺷﻮ ...
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺒﺨﺶ.
ﮔﺎﻫﯽ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮ ...
ﮔﺎﻫﯽ ﺳﻔﺮ ﮐﻦ.
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻦ ...
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻦ.
ﮔﺎﻫﯽ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ ...
ﮔﺎﻫﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ.
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ.
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺵ ...
ﮔﺎﻫﯽ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﺎﺵ.
ﮔﺎﻫﯽ ﭼﺘﺮ ﺑﺎﺵ ...
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﺵ.
ﮔﺎﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ...
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮﮐﻪ .
ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ...
ﮔﺎﻫﯽ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ.
ﻭﻟﯽ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻤﺎﻥ



:: موضوعات مرتبط: سخنان کوتاه حکیمانه
 

 

       

  نوشته شده توسط سیدعلی رضاشفیعی مطهر

 

 

 

 
       
بسم الله الرحمن ارحیم
لزوم اولویت بندی در اجرای برنامه ها
ﯾﮏ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻧﯿﺴﺖ !
همه نگرش ها محترم اند!
راز بی اخلاقی مسلمانان از زبان خواجه نصیر الدین
راز بی اخلاقی مسلمانان از زبان خواجه نصیر الدین
راز بی اخلاقی مسلمانان از زبان خواجه نصیر الدین
کار من و تو کشک سایی است
متهمی که با دیدن قاضی به گریه افتاد
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻤﺎﻥ
ما خود آفرینشگر رویدادهای اطراف خود هستیم!!
آموزش فقر!!
جام جان/غزل
لزوم به روزرسانی
راه بهشت
 




 

 

 

منوی وبلاگ (2)

 

 

درباره

 

گاهی نمی توان به کتابی بیان نمود
حرفی که یک حکایت کوتاه می زند
×××××××××
با جور و جمود و جهل باید جنگید
تاپاک شودجهان از این هرسه پلید
یا ریشه هر سه را بباید خشکاند
یا سرخ به خون خویش باید غلتید
(ش.مطهر)
«يكي از كهن ترين و سنتي ترين روش هاي انسان براي انتقال معرفت به نسل هاي بعد، قصه ها و حكايات بوده است. قصه، ناب ترين و خالص ترين بخش ادبيات است؛ چرا كه ما را به دوراني پيش از پيدايش تفاسير و تعابير امروز مان مي برد. قصه ها شادند، سرگرم كننده اند، نمايشي اند، اما فراتر از همه ، معرفت را به شكلي دلپذير منتقل مي كنند.»
(پائولو كوئيلو)


  پیوند های روزانه

مویه های موج
پرواز / قطره قصه می گوید
کرامت انسان
قصه های شهر هرت
پیام امیر(ع)
اندیشه را ورق بزن
حکمت
سخن مطهر
ایران و جهان در آیینه آمار و ارقام
آوای آینه
نقاشی های خدا
به اندیشان
آیا به از این نمی توان بود؟
مدارا
وب باران

تمام لينکها



  لوگوی ما
حکایات حکیمانه



   


 

2009 by 30arg
Designer.Com

 

Powered By blogfa.com Copyright © 
This Themplate  By Theme-